امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 14 سال و 10 روز سن داره
نرگسنرگس، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 25 روز سن داره

امیرحسین جیگر مامان

روزمون مبارک

1392/2/11 12:20
نویسنده : مامان عالمه
882 بازدید
اشتراک گذاری

ماچسلام به همه ی مامانها روزمون مبارکماچ

 

امسال روز زن خیلی خیلی خوشحالم به چندتا دلیل اول اینکه امسال مامان شدم دوم اینکه با سالگرد عروسیمون یکی شده سوم اینکه تولد خاله عطیه است و البته چند روز دیگه تولد داداشیت امیرعلی جونیهلبخندلبخند

 

 

همش مباررررررررررک باشششششششهههتشویقتشویقتشویق

 

 


اینم کادوی بابا میثم به منه من که اصلا ازش انتظار نداشتمقلبماچ

 

مرسی عشقم 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (9)

مامان سونیا
10 اردیبهشت 92 17:48
زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه "مادر" است

زیباترین خطاب "مادر جان" است

"مادر" واژه ایست سرشار از امید و عشق

واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید

روزت مبارک مادر . . .

----
مرسی خانومی به وبلاگ پسریم خوش اومدی چه دختر ماهی دارین خدا حفظش کنه

طاهره مامان امیرعلی
11 اردیبهشت 92 15:16
مبارک باشه عزیزم.همه مناسبت ها..
باز عمو میثم غافلگیرت کرد؟

------
مرسی
مامان هلنا
12 اردیبهشت 92 12:24
سلام. روزت مبارک عزیزم. بالاخره باز شد. دست بابا میثم درد نکنه
مامان ایلیا
12 اردیبهشت 92 13:06
سلام مامانی جون. مرسی که به وبلاگ ایلیای ما سر زدی. ماشالله به این پسر خداحفظش کنه. من با افتخار شما رو لینک کردم
مامان سونیا
12 اردیبهشت 92 15:03
ممنونم از اینکه به وبمون اومدید و تبریک زیباتون شما هم با افتخار لینک شدید
مریم
14 اردیبهشت 92 9:47
سلام دوست خوبم روزتون مبارک . امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشیدو روزهای خوبی رو درکنار هم سپری کنید. هدیه من به شما یه شاخه گل زیبا [
نگاری
14 اردیبهشت 92 23:51
روزت مبارک عزیزم منم لینکت کردم
خاله عطیه
20 تیر 92 19:24
سلام گل پسر خاله الهی خاله نباشم الان نمیتونم بنویسم میرم خونه برات میفرستم نفسم بببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووسسسسسسس
خاله عطیه
22 تیر 92 0:22
سلام عزیزم دلم برات یه ذره شده الهی هردردی داری خالت بگیره فدات بشم رفتی خونتون خاله را تنها گذاشتی باشه اشکالی نداره اگه مردم بدون دلیلش دوری از تو بوده دیگه نمیتونم نفسم بالا نمیاد اخرش باید داخل تیمارستان ها پیدام کنن شنیدم تب کردی نتونستی بخوابی بقیه هم اذیت کردی خداراشکر بهتر شدی خاله جون این مرض شدنای پشت سرهمت به خالت رفته ها قربون این لبات برم مامان جان وباباجان همش عکستو بوس میکنن اگه شد که نمیشه شهریور میام راستی خاله به مامانت بگو کلاس جایی نمیرم بعد زنگ بزن میگم چرا .هنوز بخاطر پستونکت گریه میکنم خاله ببخشید ندیدم اخرش ما یه بازار کنارخونتون نرفتیم الان ساعت دوازده و ربع خوابم میاد دیگه خاله برم بخوابم شب بخیر ععععععععععععععععععععععععشششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققممممممممممممممممممممممممممممممممم بوس بوس